سایت سازمان های نظام مهندسی ساختمان

سایت سازمان های نظام مهندسی ساختمان

 

سازمان نظام مهندسی ساختمان
سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور

 

Source: Tehran Construction Engineering Organization

طراحی و تحلیل سازه ها

برنامه تحلیل و طراحی و آنالیز سازه های بتنی و فولادی، طراحی سازه ها، SAP90:A Series of Computer Programs for the Static and Dynamic Finite Element Analysis of Structures.برنامه SAP90 یک برنامه عمومی برای تحلیل استاتیکی و دینامیکی انواع سازه ها با استفاده از روش المان محدود می باشد، انواع المان های قاب، پوسته، کرنش و تنش مسطح و المان سه بعدی SOLID در آن مورد استفاده قرار می گیرد. در تحلیل استاتیکی، بارگذاری های گرانشی، فشاری، حرارتی و در تحلیل دینامیکی، روش های تحلیل طیف پاسخ و تاریخچه زمانی بکار برده شده و محاسبه مدهای ارتعاشی سازه ها با کمک روش بردارهای ویژه یا بردارهای ریتز صورت می پذیرد. پردازشگر SATLOT برای نمایش گرافیکی اشکال هندسی مدل سازه و برنامه پردازشگر SAPTIME برای نمایش نتایج تحلیل تاریخچه زمانی سازه ها اختصاص دارد. این مجموعه با همکاری مرکز کامپیوتر دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران تهیه گردیده است.سری برنامه های کامپیوتری مهندسی سازهبرنامه عمومی تحلیل استاتیکی و دینامیکی سازه هاSAP90به همراه برنامه های پردازشگرSAPLOT, SAPTIMEمؤلفان: ادوارد ال. ویلسون، اشرف حبیب الله مترجم: عباس مختارزادهنشر سالکانSALEKANدانشگاه برکلی کالیفرنیااستفاده از ماشین های حسابگر خصوصا در زمینه های فنی مهندسی روز به روز توسعه می یابد و بر حجم اطلاعات روش ها و امکانات بهره برداری از آنها افزوده می گرددعناوینسرآغازمقدمهمعرفی برنامه های کامپیوتری سری SAPبرنامه های کامپیوتری SAP80 و SAP90فصل اول فرهنگ اصطلاحات برنامه SAP90گره ها، المان ها _ دستگاه های مختصات سراسری و محلی _ درجات آزادی _حالات ترکیبات بارگذاری _ واحدهای مقیاس _دقت حل و بررسی برنامه _ ظرفیت برنامه فصل دوم گزینه های مدلسازی برنامه SAP90 _ ایجاد مختصات گرهی _ ایجاد خطی، ایجاد چهار ضلعی، ایجاد جبهه ای، ایجاد لاگرانژین، ایجاد استوانه ای و کروی. _ شرایط تکیه گاهی گره ها _ وابستگی گرهی _ انواع المان ها المان FRAME, SHELL, ASOLID, SOLID مدل دیافراگم صلب، مدل بارگذاری گرادیان فشار فصل سوم گزینه های تحلیلی برنامه SAP90 _ تحلیل استاتیکی _ تحلیل دینامیکی _ تحلیل حالت یکنواخت، تحلیل مقدار ویژه، تحلیل بردار ریتز، تحلیل (لرزه ای) طیف پاسخ، تحلیل طیف تاریخچه زمانی دینامیکی _ فصل چهارم ساختار فایل ورودی برنامه SAP90 _ بلوک های اطلاعاتی فرمت آزاد، ورودی جمله ای، ورودی رشته ای، اطلاعات توصیفی، توالی سطرها، عملیات حسابی، مشخصات گزینه های داده های ورودی _ عنوان مدل، بلوک اطلاعاتی SYSTEM, بلوک اطلاعاتی JOINTS, بلوک اطلاعاتی RESTRAINTS, بلوک اطلاعاتی SPRINGS, بلوک اطلاعاتی MASSES, بلوک اطلاعاتی POTENTIAL, بلوک اطلاعاتی CONSTRAINTS, بلوک اطلاعاتی FRAME, بلوک اطلاعاتی SHELL, بلوک اطلاعاتی ASOLID, بلوک اطلاعاتی LOADS, بلوک اطلاعاتی SOLID, بلوک اطلاعاتی DISPLACEMENTS, بلوک اطلاعاتی PRESTRESS, بلوک اطلاعاتی SPEC, بلوک اطلاعاتی TIMEH, بلوک اطلاعاتی COMBO, بلوک اطلاعاتی SELECT _ فصل پنجم ساختار فایل های اجرایی SAP90 _ استقرار برنامه، آرایش برنامه، آزمایش برنامه، نحوه اجرای برنامه، دستور SAP90, دستور GO, _ فصل ششم ساختار فایل های خروجی برنامه فرمت فایل های خروجی، محتویات فایل های خروجی، فایل با انشعاب SAP, EIG, RIT, SPC, SOL‏. فایل های خروجی نتایج المان، فایل با انشعاب F3F, F4F, F5F, F8F, FEF, ERR _ فصل هفتم نمونه هایی از مدل تحلیلی برنامه نمونه اول سازه قابی دو بعدی تحت اثر بارهای استاتیکی و دینامیکی، نمونه دوم مسئله مقدار ویژه قاب بت-ویلسون، نمونه سوم قاب سه بعدی تحت اثر بارهای دینامیکی، نمونه چهارم مسئله مقدار ویژه قاب ASME, نمونه پنجم قاب سه بعدی مهاربندی شده تحت اثر بارهای دینامیکی، نمونه ششم تیر تحت اثر بارهای هارمونیک حالت یکنواخت، نمونه هفتم خرپای دوبعدی تحت اثر بارهای استاتیکی، نمونه هشتم ساختمان سه بعدی تحت اثر بارهای دینامیکی

 

مهندسی عمران
Persian Civil Network
مهندسی عمران
شبکه سیویل ایران
شبکه سیویل ایران
صنعت ساختمان

100 میلیون سیاره میزبان ِحیات، فقط در کهکشان راه شیری!

100 میلیون سیاره میزبان ِحیات، فقط در کهکشان راه شیری!.

۱۰۰ میلیون سیاره میزبان ِحیات، فقط در کهکشان راه شیری!

بیگ بنگ: مطالعه جدید دانشمندان دانشگاه تگزاس در ال پاسو نشان می دهد، ۱۰۰ میلیون سیاره فقط در کهکشان راه شیری وجود دارد که می توانند از اشکال پیچیده حیات پشتیبانی کنند. چالش پیش روی دانشمندان مسافت بسیار دور آنها با ما است.

تصویری هنری از پیچیدگی حیات در سیارات بیگانه، اعتبار: دانشگاه آرسیبو، NASA

به گزارش بیگ بنگ، دانشمندان یک روش محاسباتی جدید را برای بررسی داده‌های سیارات فراخورشیدی ارائه دادند که اولین برآورد کمی از تعداد سیارات با قابلیت میزبانی از حیات بالاتر از سطح میکروبی را ارائه می‌کند. لوئیس ایروین، سرپرست این مطالعه و استاد ممتاز بازنشسته در دانشگاه تگزاس در ال پاسو اظهار داشت: “از یک طرف، بعید به نظر می رسد که ما تنها باشیم ، اما از سوی دیگر، به نظر نمی رسد که در این سیارات حیات پیچیده ای مثل زمین وجود داشته باشند و حیات در سطح میکروبی وجود دارد. ”

این مطالعه عنوان نمی‌کند که اشکال پیچیده حیات در سیارات مختلف وجود دارند، بلکه شرایط سیاره‌ای ‌آنها امکان میزبانی از حیات احتمالی را تقویت می‌کند. دانشمندان این رقم را پس از بررسی بیش از ۱،۰۰۰ سیاره فرا خورشیدی و از یک فرمول برای سنجش چگالی، دما، شیمی، سن و فاصله سیاره تا ستاره مادری اش بدست آوردند. از این رو، تیم ایروین این فرمول را (BCI) یا “شاخص پیچیدگی حیات” اعلام کردند. این شاخص در رتبه “تعداد و درجه ای از ویژگی های در نظر گرفته برای حمایت از اشکال گوناگون زندگی چند سلولی مهم است،” این تیم تحقیقاتی اظهار داشت، با وجود ۱۰ میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری، به طور متوسط ​برای هر یک ستاره یک سیاره در نظر گرفته شده است که طبق شاخص ،حدود ۱۰۰ میلیون سیاره می تواند از حیات پیچیده برخوردار باشد.

طبق محاسبات، این شاخص نشان می دهد که یک تا دو درصد سیارات از نسبت بالاتر”شاخص پیچیدگی حیات” در مقایسه با “اروپا” قمر مشتری برخوردارند که احتمالا دارای حیات میکروبی در زیر یخ ها و اقیانوس زیر سطحی آن میباشد. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که زندگی پیچیده در هر یک از این مکان ها وجود دارد داشته باشد و در نهایت منجر به شکل گیری حیات به پیچیدگی زمین و موجودات زنده شود. همچنین، این محققان اضافه کردند اشکال پیچیده حیات به معنای موجودات هوشمند فرازمینی نیست، بلکه شامل ارگانیسم‌هایی بزرگتر و پیچیده‌تر از میکروب میباشد، سیارات شناخته شده با “شاخص پیچیدگی حیات” بسیار از ما دور هستند. یکی از نزدیک ترین سیستم های فرا خورشیدی Gliese581 است که ۲۰ سال نوری از ما فاصله دارد و ۲ سیاره در اطراف خود دارد که احتمالا از حیات پیچیده ی میکروبی برخوردار است.

مطالعه بیشتر در: universetoday , phl.upr

VN:F [1.9.22_1171]

آماده سازی برای کشفِ حیاتِ فرا زمینی

آماده سازی برای کشفِ حیاتِ فرا زمینی.

 

آماده سازی برای کشفِ حیاتِ فرا زمینی

بیگ بنگ: دانشمندان و اخترشناسان از سراسر جهان ماه آینده در واشنگتن‌دی‌سی  دور هم جمع می شوند تا نحوه مطالعه حیات در سیارات آسمانی و راهکارهای اجرای پروژه‌های علمی- نجومی در سیارات بیگانه را مورد بررسی قرار دهند.

alien-life

به گزارش بیگ بنگ، انسان ها برای احتمالِ کشفِ حیاتِ میکروبی یا پیچیده در سیارات بیگانه چگونه خود را آماده می کنند؟ دانشمندان، تاریخ نگاران، فیلسوفان و عالمان از سرتاسر جهان در کتابخانه ی مرکزِ کنگره ی جان دبلیو کلوگ به مدت دو روز در ماه سپتامبر به جهت بحث و بررسی دور هم جمع می شوند. موضوع بحث: «آماده سازی برای کشف: یک رویکردِ منطقی برای تأثیرِ کشف حیات میکروبی، پیچیده یا هوشمند فرا زمینی است». “دیک” یکی از محققان نجومی می گوید: «علمِ اختر زیست شناسی (آستروبیولوژی) کشفیات جدیدی در مورد شرایط و احتمالاتِ زندگیِ اکسترموفیل* بر روی زمین و زندگی بر روی سیاراتِ فراخورشیدی آشکار شده است.

این احتمال که ارگانیسم های ساده یا پیچیده را می توان در همه جا کشف کرد، ما را وادار می کند تا خود را برای مواجهه با چنین دانش جدیدی آماده سازیم.» چهار هیئت به دلالت های تاریخی، فلسفی، دینی و اجتماعی از جمله مطالعه ی علمیِ مبدأ حیات و آینده می پردازند. یک هیئت چگونگیِ طرحِ پرسش در مورد تأثیرِ کشف حیات را بررسی می کند: از چه رویکردهایی می توان و باید استفاده کرد؟ دومین هیئت به چالشِ مربوط به بررسیِ مفاهیمِ تشکیل دهنده ی حیات، هوش و تمدن می پردازد – مفاهیمی که بر اساس مدل های انسانی هستند. سومین هیئت به طور ویژه به دلالت های فلسفی و دینی از جهانِ سرشار از زندگی می پردازد. آخرین هیئت، تأثیرِ عملیِ اخترزیست شناسی (آستروبیولوژی) بر جامعه را ارزیابی می کند.

موسسه ی اختر زیست شناسی (آستروبیولوژی) ناسا این همایش را منتشر خواهد کرد. برای دسترسی به آن، به وب سایتِ https://ac.arc.nasa.gov/loc مراجعه کنید. گزینه ی «enter as a guest» (ورود به عنوان یک مهمان) را انتخاب کنید، اسمتان را تایپ کنید و بر روی «enter room» (ورود به اتاق) کلیک کنید. استیون جی دیک، باروس اس بلومبرگ ناسا/کتابخانه ی هیئتِ کنگره در اختر زیست شناسی میزبان هستند و بحثِ همایش را رهبری می کنند.

*گروه جانوران اکسترموفیل (Extremophile) به جانورانی اطلاق می شود که می توانند در شرایط بسیار سخت محیطی همچون گرما و سرمای شدید، محیط های بسیار اسیدی و یا قلیایی، محیط های تحت فشار زیاد، خشک، تابش رادیواکتیو و مکان های بایر، زنده بمانند و شرایطی را تحمل کنند که شانس ما برای بقا در آنها، کمتر از شانس روشن ماندن یک کبریت روشن در طوفان است.

منبع ترجمه: بیگ بنگ – مترجم: سحر الله وردی /منبع: dailygalaxy

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت دوم)

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت دوم).

 

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت دوم)

معتبرترین موارد یوفوها عبارتند از ۱) مشاهدات چندگانه توسط شاهدان عینی مستقل و معتبر. ۲) مدرکی از چندین منبع، مثلا مشاهده ی چشمی یا رادار. کنار گذاشتن چنین گزارش هایی سخت است زیرا آنها از چندین سو بطور مستقل بررسی شده اند. مثلا در سال ۱۹۸۶ مشاهده ی یوفو بر روی آلاسکا توسط پرواز HAL 168 ( خطوط هوایی ژاپن ) گزارش شد که توسط FAA ( ادراه ی هوانوردی فدرال ) بررسی شد. یوفو توسط مسافران JAL دیده شد و توسط رادار زمنی نیز رهگیری شد. ( ۱ ) به همین ترتیب در سال ۱۹۸۹-۹۰ مشاهدات راداری شامل گستره ای از مثلث های مشکی بر روی بلژیک بود که توسط رادار و جنگنده های ناتو رهگیری شدند. ( ۲ ) در سال ۱۹۷۶ مشاهده ای شی ای بر روی تهران در ایران گزارش شد که بنا به اسناد CIA منجر به از کار افتادن چندین سیستم در جنگنده ی رهگیر F-4 شد. ( ۳ )

UFO

آنچه که برای دانشمندان دلسرد کننده است آن است که از بین هزاران مشاهده ی ثبت شده ، حتی یکی مورد هم مدرک فیزیکی ارائه نمی کند که بتواند منجر به نتایجی تجدیدپذیر در آزمایشگاه شود. تاکنون نه DNA فضاییان، نه تراشه ی کامپیوتری فضاییان، نه مدرکی فیزیکی از فرود آمدن فضاییان به دست نیامده است.
اگر برای لحظه ای فرض کنیم که چنین یوفوهایی نه توهم بلکه فضاپیمایی واقعی اند، آنگاه باید از خودمان بپرسیم که آنها چه جور فضاپیمایی می توانند باشند. اینها مشخصه هایی اند که توسط مشاهده کنندگان به ثبت رسیده اند:

۱) آنها در هوا زیگزاگی می روند.
۲) هنگام عبور، خودروها را خاموش و در نیروی برق اختلال ایجاد می کنند.
۳) بی صدا در هوا شناور می مانند.

هیچ کدام از اینها مشخصه های موشک هایی که ما بر روی زمین می سازیم همخوانی ندارد. مثلا تمام موشک های شناخته شده به قانون سوم حرکت نیوتن وابسته اند ( برای هر کنشی، واکنشی هم اندازه و در جهت مخالف وجود دارد)؛ ولی یوفوهای ذکر شده انگار اصلا هیچ اگزوزی ندارند. و نیروهای g حاصل از پرواز زیگزاگی بشقاب پرنده ها از یک صد برابر گرانش زمین بیشتر می شود- این نیروهای g برای له و لوره کردن هر جاندار زمینی کفایت می کند.
سفینه ای که بتواند موتور خودروها را خاموش کند و بی سر و صدا در آسمان پرواز کند یادآور وسیله ای است که با مغناطیس پیش می رود. مشکل فناوری پیش برندگی مغناطیس در آن است که آهنرباهای آن همواره دارای دو قطب اند، یک قطب شمال و یک قطب جنوب. اگر شما آهنربایی را در میدان مغناطیسی زمین بگذارید، به جای اینکه مثل یوفو به هوا بلند شود، تنها می چرخد ( مثل سوزن قطب نما )، با رفتن قطب جنوب آهنربا به یک سمت، قطب شمال آن به سمت مخالف می رود، بنابراین آهنربا می چرخد و از جایش تکان نمی خورد.
یک راه حل ممکن برای این مسئله می تواند استفاده از « تک قطبی » باشد، یعنی آهنربایی تنها با یک قطب، یا شمال یا جنوب. بطور معمول اگر آهنربایی را دو نیم کنیم، به دو تک قطبی نمی رسیم. در عوض هر نیمه از آهنربا برای خودش آهنربایی تازه می شود، با قطب شمال و جنوب خودش؛ یعنی دو قطبی دیگر می شود. پس اگر به خرد کردن آهنربا ادامه دهیم، همواره به جفت قطب های شمال و جنوب می رسیم. ( فرایند شکستن آهنربای دو قطبی و تولید آهنرباهای دو قطبی کوچکتر تا سطح اتمی ادامه پیدا می کند، که در آن خود اتم ها هم دو قطبی هستند. )
مشکل دانشمندان در آن است که هیچ گاه در آزمایشگاه به تک قطبی ها بر نخورده اند. فیزیکدانان کوشیده اند که از رد تک قطبی عبوری از درون تجهیزاتشان عکس بگیرند و ناکام مانده اند. ( به جز یک عکس بسیار جنجالی که در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه استنفورد برداشته شد.( ۴ )

هر چند هیچ گاه تک قطبی ها قاطعانه بطور تجربی دیده نشده اند، فیزیکدانان به گستردگی عقیده دارند که زمانی جهان در لحظه ی بیگ بنگ سرشار از تک قطبی ها بود. این ایده در آخرین نظریات کیهان شناختی بیگ بنگ جا گرفته است. ولی چون جهان پس از بیگ بنگ به سرعت متورم شد، چگالی تک قطبی ها در در سرتا سر جهان کاهش یافت، پس امروزه ما آنها را در آزمایشگاه مشاهده نمی کنیم. ( در واقع نبود امروزی تک قطبی ها، نکته ی کلیدی بود که فیزیکدانان را به ارائه ی ایده ی جهان تورم یابنده رهنمون کرد. پس مفهوم تک قطبی های بازمانده کاملا در فیزیک جا افتاده است. )
بنابراین تصورپذیر است که نژادی فضایی بتواند با انداختن « تور» مغناطیسی بزرگ در فضا، از این تک قطبی های آغازین بازمانده از بیگ بنگ بهره بگیرد. زمانی که به حد کافی تک قطبی بدست آورند، می توانند با استفاده از خطوط مغناطیسی بافت شده در سر تاسر کهکشان یا یک سیاره، بدون موتور در فضا حرکت کنند. چون تک قطبی ها موضوع به شدت مورد علاقه ی بسیاری کیهان شناسان است، وجود چنین فضاپیماهایی قطعا با اندیشه ی جاری در فیزیک سازگاری دارد.

 

قسمت اول

 

پی نوشت:

۱- یوفو در آلاسکا

۲- امواج  یوفو در بلژیک - مثلث یوفو در بلژیک

۳- یوفو در تهرانTehran UFO

۴- در سپتامبر ۲۰۰۹ برای نخستین بار آشکارسازی مغناطیسی در یخ اسپینی گزارش شد. بنگرید به: http://www.sciencedaily.com/releases/2009/09/090903163725.htm

VN:F [1.9.22_1171]

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت اول)

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت اول).

 

راز اشیای پرنده: “یوفوها” (قسمت اول)

میچیو کاکو: برخی افراد ادعا می کنند که فرا زمینیان به شکل یوفوها ( اشیای پرنده ناشناخته UFO از قبل از زمین دیدار کرده اند. معمولا وقتی دانشمندان درباره یوفوها چیزی می شنوند سری تکان می دهند و به دلیل فواصل بسیار زیاد ستارگان، امکان پذیری آن را رد می کنند. ولی بدون توجه به واکنش دانشمندان، سال هاست که در مورد یوفوها کمابیش همیشه خبری هست.

Dr-Michio-Kaku
دیدن یوفوها عملا به ابتدای تاریخ مدون باز می گردد. در انجیل حزقیال نبی یا ایهام سخن از « چرخ هایی درون چرخ هایی در آسمان » می گوید، که برخی عقیده دارند اشاره ای به یوفو است. در ۱۴۵۰ پ.م در دوران فرمانروایی فرعون ثوت موس سوم در مصر، کاتیان مصری از واقعه ای شامل « دایره های آتشین » درخشان تر از خورشید، به اندازه ی تقریبا ۵ متر نوشته اند که چند روزی پدیدار بودند و سرانجام به آسمان صعود کردند. در ۹۱ پ.م نویسنده ی رومی جولیوس آبسه کنس درباره ی شئیی گرد، گوی مانند ، سپری گرد یا دایروی که در آسمان مسیرش را پی گرفت نوشت. در ۱۲۳۵ ژنرال یوریت سومه و سپاه وی گوی های نورانی عجیبی را که در آسمان می رقصیندند در نزدیکی کیوتو در ژاپن مشاهده کردند. در ۱۵۶۱ تعداد زیادی شی در بالای نورنبرگ در آلمان دیده شدند، چنان که گویی نبردی هوایی در گرفته بود.
در دوران جدید، نیروی هوایی آمریکا مطالعاتی پر دامنه در مورد مشاهدات یوفوها ترتیب داد. در ۱۹۵۲ نیروی هوایی « پروژه ی کتاب آبی »( ۱ ) را آغاز کرد که به تحلیل ۱۲۶۱۸ مشاهده پرداخت. گزارش به این تنیجه رسید که بخش اعظم این مشاهدات را می توان با پدیده های طبیعی، هواپیماهای معمولی، یا نیرنگ توضیح داد. ولی حدود ۶ درصد از آنها بعنوان ” با خاستگاه ناشناخته” طبقه بندی شدند. اما در اثر « گزارش کاندن » که نتیجه گرفت در چنین گزارش هایی چیز با ارزشی پیدا نمی شود، در ۱۹۶۹ پروژه کتاب آبی تعطیل شد. این آخرین پروژه ی پژوهشی پر دامنه ی ناشناخته ی نیروی هوایی آمریکا در مورد یوفوها بود.

در سال ۲۰۰۷ دولت فرانسه پرونده ی پر حجم خود در مورد یوفوها را در دسترس همگان گذاشت. این گزارش که توسط مرکز ملی مطالعات فضایی فرانسه بر روی اینترنت قرار داده شد، در بر گیرنده ی ۱۶۰۰ مشاهده ی یوفو در عرض پنجاه سال بود، از جمله ۱۰۰۰۰۰ صفحه درباره ی اظهارات شاهدین عینی، فیلم ها و نوارهای صوتی. دولت فرانسه ابراز داشت که ۹ درصد از این مشاهدات را می توان به خوبی توضیح داد، ۳۳ درصد دارای توضیحاتی احتمالی اند، ولی درباره ی مابقی نمی توان چیزی گفت.

UFO-ufo-and-aliens-29109517-1280-1024
البته تصدیق مستقل این مشاهدات سخت است. راستش بیش تر گزارش های یوفو را می توان در ارزیابی دقیق به علت یکی از موارد زیر کنار گذاشت:
۱) سیاره ناهید: که پس از ماه درخشانترین شی در آسمان شب است. اگر با خودرو در حال حرکت باشیم، چنین به نظر می رسد که این سیاره، بدلیل فاصله ی بسیار از زمین ، دارد ما را دنبال می کند و این توهم را می سازد که گویی کسی مشغول هدایت آن است، درست به همان شیوه ای که انگار ماه را دنبال می کند. ما تا حدی با مقایسه ی اشیای متحرک با پیرامونشان، به ارزیابی فاصله می پردازیم. چون ماه و ناهید بسیار دورند و چیزی برای مقایسه در اطرافشان نیست، نسبت به پیرامون ما جا به جا نمی شوند و در نتیجه این خطای دید پیش می آید که دارند ما را دنبال می کنند.
۲) گاز مرداب: در طی وارونگی دما بر روی ناحیه ای مردابی، این گاز بر روی زمین در جا شناور می ماند و می تواند اندکی فروزنده شود. نکه هایی کوچک تر از گاز ممکن است از بخش اصلی جدا شوند، و چنین بنماید که سفینه های گشتی در حال ترک « سفینه ی مادری » هستند.
۳) شهاب سنگ ها: رگه های درخشانی از نور می توانند در عرض چند ثانیه سر تا سر آسمان شب را بپیمایند و توهم سفینه ای خلبان دار را بسازند. آنها می توانند متلاشی نیز شوند، که دوباره همان توهم جدا شدن از شفینه های گشتی از سفینه ی مادر را ایجاد می کند.
۴) بی هنجاری های جوی: انواع و اقسام طوفان های تندری و رویدادهای عجیب جوی که می توانند به شیوه های غریب آسمان را روشن کنند. منجر به توهم یوفوها می شوند.

در سده های بیستم و بیست و یکم پدیده های زیر نیز شاید به مشاهدات یوفو دامن زده باشد:

۱) پژواک های رادار: موج های رادار می توانند از روی کوه ها بازگردند و پژواک های بسازند، که می توانند منجر به ایجاد نشان هایی بر روی مانیتورهای رادار شوند. بر روی مانیتورهای رادار حتی چنین به نظر می رسد که چنین موج هایی دارند با سرعت بسیار پرواز می کنندو مانور می دهند، چون آنها پژواک اند.
۲) بالون های هواشناسی و پژوهشی: ارتش در گزارشی جنجالی ادعا می کند که شایعه ی مشهور سقوط فضایان در سال ۱۹۴۷ در رازول نیومکزیکو ناشی از بالونی معیوب در « پروژه ی سلطان » بوده است، پروژه ای فوق محرمانه برای نظارت بر سطوح نتابش در جو در صورت وقع جنگ هسته ای.
۳) هواپیما: هواپیماهای تجاری یا نظامی بعنوان عامل گزارش های یوفو شناخته شده هستند. خصوصا این در مورد پروازهای هواپیماهای آزمایشی پیشرفته مانند بمب افکن های رادار گریز صحت دارد. ( ارتش آمریکا عملا به داستان های بشقاب پرنده دامن می زند تا اذهان را از پروژه های بسیار سری خود منحرف کند.)
۴) نیرنگ های عمدی: برخی از مشهورترین تصاویر ادعایی از بشقاب پرنده، نیرنگی بیش نیستند. یک تصویر مشهور از بشقاب پرنده که پنجره ها و ارابه های فرود را نشان می دهد، تنها یک بذردان دست کاری شده است.

دست کم ۹۵ درصد مشاهدات را می توان بعنوان یکی از موارد بالا کنار گذاشت. اما در مورد چند درصد باقیمانده از موارد توضیح داده نشده کماکان پرسش دست نخورده می ماند.

ادامه دارد »»»

میچیو کاکو- Physics Of The Impossible

چه تعداد تمدن فضایی هوشمند وجود دارد؟

چه تعداد تمدن فضایی هوشمند وجود دارد؟.

 

چه تعداد تمدن فضایی هوشمند وجود دارد؟

بیگ بنگ: مارک تامپسون، عضو انجمن ستاره‌شناسی سلطنتی و مجری برنامه نجومی بی‌بی‌سی، تلاش کرده تا براساس معادله مشهور دریک نشان دهد که چه تعداد تمدن فضایی با قابلیت برقراری ارتباط در کهکشان ما وجود دارد.

alien

«دیگر کافی است! من ۲۰ سال است که به آسمان شب خیره شده‌ام و حتی یکبار نیز چیزی ندیده‌ام که در من سوءظنی ایجاد کند که شاید یک گردشگر فضایی آمده تا به زمین نگاهی بیاندازد.» این سخنان مارک تامپسون، عضو انجمن ستاره‌شناسی سلطنتی انگلستان و مجری برنامه نجومی بی‌بی‌سی است.

به گزارش دیسکاوری، وی با افراد زیادی برخورد داشته که می‌گفتند شیء پرنده ناشناسی یا همان یوفو را دیده‌اند. به گفته وی، از نظر علمی این سخن آنها به طرز وحشتناکی سطحی است. آنها به احتمال زیاد یک چیز ناشناخته را دیده‌اند و ممکن است به نظر برسد که آن شی پرواز می‌کند. هر چه که بوده، مطمئنا یک شیء بوده، اما به این معنی نیست که این شیء یک موجود فضایی است. تامپسون می‌گوید که وی تاکنون چیزی ندیده که باعث شود فکر کند یوفوها منشاء فضایی دارند. اما در عین حال تاکید می‌کند که اگر از او سوال کنید که آیا فضایی‌ها وجود دارند، با صدای بلند تصدیق خواهد کرد که «بله، آنها وجود دارند.» این موضوع که آیا یوفوها واقعا موجودات فضایی هستند، بحثی است که سابقه چند ده‌ ساله دارد. اما صرف نظر از این موضوع، سوال درباره حیات میکروبی در منظومه شمسی یا حیات هوشمند در کل عالم، یک موضوع مجزا و فریبنده است. اگر «آنها» آن بیرون باشند، و با توجه به هدف این مقاله بگذارید فرض کنیم که آنها وجود دارند، ما باید منتظر چه تعداد تمدن فضایی باشیم؟

اخترشناس آمریکایی، فرانک دریک، نخستین کسی بود که در دهه ۱۹۶۰ نخستین جستجوی واقعی را برای سیگنال‌های رادیویی بیگانگان فضایی در کیهان آغاز کرد. در کنار این جستجو، وی برای تخمین تعداد تمدن‌های فضایی موجود در کهکشان راه‌شیری، که ما در عمل می‌توانیم بی‌درنگ با آنها ارتباط برقرار کنیم، معادله‌ای ارائه کرد. معادله مشهور وی یک احتمال جالب است که با پارادوکس فرمی ارتباط زیبایی دارد. به طور خلاصه پاردوکس فرمی می‌گوید که «اندازه جهان هستی و عمر آن نشان می‌دهد که باید موجودات و تمدن‌های فضایی پیشرفته دیگری وجود داشته باشند. اما اگر چنین است، پس چرا ما تاکنون آنها را ندیده‌ایم و این تمدن‌ها به ما سر نزده‌اند؟» پاردوکس فرمی بیان می‌کند که صرف‌نظر از تعداد تمدن‌هایی که از این رابطه استخراج می‌شوند، به نظر می‌رسد که مدارک چنین ارتباطات بین تمدنی دارای یک فقدان آشکار است.

معادله دریک

اگر پارادوکس فرمی را کنار بگذاریم و از جنبه ریاضی به معادله دریک نگاه کنیم، این معادله در فرم اصلی خود به صورت زیر است:

N = R* × fp × ne × fl × fi × fc × L

شاید در نگاه اول این معادله خیلی ترسناک به نظر برسد، اما در حقیقت فهم آن بسیار ساده است. هدف این معادله این است که به جای حدس‌های کلی، با استفاده از چند عدد که بر اساس دانش فعلی خود می‌توانیم آنها را تخمین بزنیم، عدد جادویی N را به دست آوریم، عددی که تخمینی از تعداد تمدن‌های قابل ارتباط در کهکشان راه شیری است. بگذارید ابتدا با R*، نرخ متوسط شکل‌گیری ستارگان در کهکشان خود شروع کنیم. این ضریب عجیب به ما کمک می‌کند تا با درک تعداد ستارگانی که هر سال در کهکشان راه شیری متولد می‌شوند، دریابیم که چه تعداد تمدن فضایی هر سال ممکن است متولد شوند. تئوری‌های موجود پیشنهاد می‌کنند که این عدد برای کهکشان راه شیری در حدود ۱۰ ستاره در سال است.

ضریب دوم در معادله بالا، fp، بیانگر درصدی از ستارگان مذکور است که دارای سیاره هستند. بر اساس دانش فعلی ما، این عدد چیزی حدود ۵۰ درصد است. برای تخمین سایر ضرایب معادله بالا، نیازی نیست تا این حد از زمین دور شویم و کافی است تا نگاهی به منظومه شمسی خودمان داشته باشیم. ضریب ne بیانگر تعداد سیاراتی است که می‌توانند میزبان حیات باشند. ضریب fl نیز بیانگر درصدی از این سیارات است که حیات در روی آنها می‌تواند شکل بگیرد. با نگاهی به منظومه شمسی می‌توان گزینه‌های مختلفی را برای این ضرایب پیدا کرد.

موقعیت خورشید در کهکشان راه شیری

به طور آشکار، زمین می‌تواند از حیات پشتیبانی کند و احتمالا در گذشته مریخ نیز چنین حالتی داشته است. این مطلب باعث می‌شود که عدد ۲ را برای ضریب اول پیشنهاد کنیم، اما شاید لازم باشد که در تخمین خود قمرهای خاص منظومه شمسی (اروپا در مشتری و تیتان در زحل) را نیز در نظر بگیریم. اگرچه حیاتی که در این اقمار می‌تواند شکل بگیرد ممکن است خیلی ابتدایی یا عجیب باشد، اما در نظر گرفتن آنها ما را به عدد ۴ برای ضریب ne می‌رساند. درصدی از این سیارات که حیات می‌تواند روی آنها شکل بگیرد حداقل ۱ است، اما می‌توان فرض کرد که اگر شرایط مناسب فراهم باشد، حیات در یک زمان نامعلوم و به یک شکل ناشناخته در همه آنها می‌تواند تکامل یابد. پس ضریب fl را همان ۱۰۰ درصد در نظر می‌گیریم.

پس از مقادیر بالا، اکنون می‌توان چند مقدار دقیق و قابل اعتماد را برای ضرایب نهایی معادله دریک در نظر گرفت. ضریب fi بیانگر درصدی از سیارات قابل سکونت است که حیات هوشمند در آنها تکامل یافته است. با توجه به اینکه در منظومه شمسی، ما تنها یک جا را سراغ داریم که چنین حیات هوشمندی روی آن شکل گرفته باشد، می‌توان مقدار ۲۵ درصد را برای این ضریب در نظر گرفت. به گفته بنیاد ستی که مسولیت جستجوی حیات فرازمینی را بر عهده دارد، fc بیانگر «درصدی از تمدن‌های فضایی است که به یک فناوری دست یافته‌اند که می‌تواند نشانه‌های قابل ردیابی از وجود آنها در فضا به جا بگذارد.» در نتیجه این ضریب به مقدار ناچیز ۱ درصد کاهش می‌یابد. در نهایت به ضریب L می‌رسیم، مدت زمانی که تمدن مورد نظر نشانه‌های قابل ردیابی را در فضا پخش کرده است. اگر انسان را به عنوان نمونه در نظر بگیریم، دستیابی به چنین حدی از پیشرفت فناوری را می‌توان در حدود ۱۰۰۰ سال تخمین زد.

عدد تکان دهنده

اگر تمام اعدادی را که در بالا به آنها اشاره شد در معادله دریک قرار دهیم، به عدد تکان دهنده‌ای خواهیم رسید: تعداد تمدن‌های موجود در کهکشان راه شیری که ما قادریم همین لحظه با آنها ارتباط برقرار کنیم تنها ۵۰ تمدن است! تخمین زده می‌شود که در حدود ۴۰۰ میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری وجود داشته باشد، اما از این میان تنها ۵۰ تمدن فضایی وجود دارد که ما می‌توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. کافی است تا نگاهی به مقیاس پهناور کهکشان راه شیری بیاندازید که بیش از ۱۰۰ هزار سال نوری پهنا دارد. آنگاه در می‌یابید که شانس ما برای اینکه در یک فاصله مناسب برای برقراری ارتباط با سایر تمدن‌های فضایی باشیم، چقدر اندک است. مساله‌ای که خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

اما آیا این بدان معناست که ما باید از تلاش خود برای یافتن حیات فرازمینی دست برداریم؟ با توجه به تعداد اندک آنها در کهکشان ما، یافتن سوزن در انبار کاه بسیار آسان‌تر به نظر می‌رسد. اما تامپسون اعتقاد دارد که بر خلاف این نکته، ما باید به جستجوی خود برای یافتن عموزاده‌های فضایی خود ادامه دهیم. به گفته وی مساله قابل توجه درباره نوع بشر، تمایل خدشه‌ناپذیر او برای جستجو و اکتشاف است. اگرچه یافتن تمدن‌های فضایی کار بسیار سختی است، اما این طبیعت ماست که برای آن تلاش کنیم. اگر گزینه دیگر این باشد که دست روی دست بگذاریم، هیچ کاری نکنیم، و فرض کنیم که ما تنها هستیم، به نظر شما بهتر است کدام گزینه را انتخاب کنیم؟

محمود حاج زمان

منبع: news.discovery

همسایه های کیهانی ما کجا هستند؟

همسایه های کیهانی ما کجا هستند؟.

 

همسایه های کیهانی ما کجا هستند؟

بیگ بنگ: آیا ما در جهان تنها هستیم؟ این پرسش از اساسی‌ترین پرسش‌های بشریت است. صدها نهاد دولتی و خصوصی سالانه میلیون‌ها دلار برای پژوهش در علومی مثل ژنتیک، اخترفیزیک، اختر زیست‌شناسی، اخترشیمی، ربوتیک و فناوری فضایی خرج می‌کنند تا در مجموع بشود پاسخ صحیح‌تری برای این پرسش پیدا کرد.

space1

تا امروز پاسخ این پرسش مثبت بوده، چون نشانه ای از موجوداتی هوشمند با تمدنی قابل توجه پیدا نشده است. ولی این به آن معنی نیست که هیچ شکلی از حیات در جای دیگری غیر از زمین وجود ندارد. پاسخ خردمندانه تر این است که اکنون ابزار و ادوات ما برای پیدا کردن همسایگان کیهانی مان بسیار محدود است؛ فواصل کیهانی بسیار وسیع است و در نتیجه ناگزیریم شکیبا باشیم تا بزودی به فناوری لازم برای کشف بهتر دنیاهای پیرامونمان برسیم. دلیلی برای خیالبافی نداریم. برای فهمیدن این که تنها هستیم یا نه، به روش علمی عمل می کنیم؛ از طریق مطالعه و مدلسازی سعی در پاسخ دادن به این پرسش مهم داریم، ولی تا زمانی که پاسخ پرسش را نمی دانیم از اظهارنظر قطعی پرهیز می کنیم و می گوییم نمی دانیم!

شانسی برای یافتن حیات در منظومه شمسی هست؟

می دانیم جز زمین، هفت سیاره دیگر در منظومه شمسی به دور خورشید می گردند. در این میان چهار سیاره گازی است و شانسی برای پیدایش حیات روی آنها وجود ندارد. قمرهای آنها نیز اغلب به دلیل فاقد جو بودن، تحت تأثیر پرتوهای زیانبار کیهانی قرار دارند و آب نمی تواند بر سطح شان جاری شود، اختلاف دمایی شب و روزشان زیاد است، بسیار سرد هستند و در نتیجه احتمال وجود شکل هایی از حیات در آنها نیز بسیار پایین است.

در بین سیاره های شبیه زمین که سطح مشخصی دارند و موجود زنده ای می تواند روی آنها به وجود بیاید، عطارد و ناهید شانس چندان زیادی ندارند. هر دو بسیار داغ هستند و امکان ندارد آب به صورت مایع روی آنها وجود داشته باشد. عطارد عملا جوی ندارد و در این حالت حتی اگر داغ هم نبود امکان نداشت آب به صورت مایع روی آن باقی بماند. از طرفی فاقد جو است و سپر محافظتی برای پناه دادن به حیات از گزند پرتوهای مضر کیهانی و همین طور پرتوهای زیانبار خورشید ندارد، اما در عوض ناهید جو بسیار غلیظی از دی اکسید کربن و فشار سطحی بسیار بالایی دارد. اینجا زهره از آن طرف بام افتاده است! آن قدر داغ است که دما در روزهایش به نزدیک ۴۵۰ درجه سانتی گراد می رسد. در کنار این دمای مرگبار، فشار ۹۰ اتمسفری جو ناهید هیچ شانسی برای پناه دادن به مولکول های آلی حیاتی و موجودات تک سلولی اولیه نمی دهد، چه رسد به موجودات زنده هوشمند پر سلولی!

در این بین مریخ شرایط مناسب تری دارد. یافته های اخیر مریخ نورد کنجکاوی نشان داد دست کم در روزگاری حدود ۳٫۵ میلیارد سال پیش، آب به صورت مایع بر سطح این سیاره جاری بوده است. شاید آن زمان حیات در حد موجودات تک سلولی در سطح این کره شکل گرفته باشد. شاید هم اکنون نیز باکتری های سخت جانی در این سیاره وجود داشته باشند که در زیر لایه های سطحی به گونه ای مشغول نشو و نما هستند. فعلا هیچ چیز بیشتری نمی دانیم و باید صبور باشیم و بیشتر مطالعه کنیم. پاسخ دادن به سوال های بزرگ، صبر عظیم و تلاش خستگی ناپذیری می طلبد.

o-SOLAR-SYSTEM

از سیاره های فراخورشیدی چه خبر؟

اگر پا را فراتر بگذاریم و به منظومه های ستاره ای دیگر فکر کنیم، شانس مان خیلی بیشتر می شود. در کهکشان راه شیری، حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره وجود که بسیاری از آنها مثل خورشید سیاره هایی به دورشان در گردش است. میلیون ها میلیون کهکشان در کیهان وجود دارد و واقعا کسی نمی داند چه تعداد ستاره و سیاره در جهان هستی می تواند وجود داشته باشد. تا به امروز نزدیک به ۲۰۰۰ سیاره فراخورشیدی کشف شده است.

از بین آنها ده مورد در کمربند حیات ستاره شان هستند؛ یعنی آن قدر از ستاره شان فاصله دارند که آب روی سطح شان به فرض داشتن فشار جوی مناسب بتواند به شکل مایع جاری شود؛ نه آن قدر سرد باشد که آب یخ بزند و نه آن قدر گرم که تبخیر شود. هنوز آن قدر تلسکوپ هایمان قوی نیست که بتوانیم از قرص سیاره فراخورشیدی که در فاصله ۲۰ سال نوری از قرار دارد، عکس بگیریم. اخترشناسان با روش های مختلف، ازجمله کاهش بسیار بسیار جزئی نور ستاره ها در زمان عبور سیاره ای از مقابل قرص آن به وجود سیاره ای فراخورشیدی به گرد آنها پی می برند.

روش دیگر که در تلسکوپ فضایی جیمز وب استفاده خواهد شد، استفاده از تاج نگارستاره ای است که تا حدودی امکان عکسبرداری از سیارات فراخورشیدی را فراهم می کند. روش دیگر این است که در پی ردیابی پیام های رادیویی احتمالی آنها باشیم. طرح ستی (SETI) که اختصاص به جستجوی هوشمندان فرازمینی دارد در سه دهه گذشته به امواجی که از گوشه گوشه آسمان رسیده گوش داده است. به این امید که شاید علائمی را آشکارسازی کنند که منشأ فرازمینی دارند. با وجود فرکانس های پر تعداد ناشی از منابع کیهانی و منابع مزاحم زمینی، امروزه طرح ستی قادر است به چند میلیون کانال باریک فرکانس به طور همزمان گوش دهد. اگر شما هم مایل باشید به طرح ستی در جستجوی حیات فرازمینی کمک کنید، کافی است به وبگاه ستی به نشانی www.seti.org مراجعه و نرم افزار این طرح را دانلود کنید تا در مواقع روشن بودن، بدون استفاده از کامپیوتر، از تجهیزات آن برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده در طرح ستی به طور خودکار استفاده کنید.

seti-314844

چقدر احتمال دارد همسایگان کیهانی داشته باشیم؟

فرانک دریک و کارل ساگان که از دانشمندان پیشگام طرح ستی بودند، سال ها پیش و در ابتدای شکل گیری این طرح معادله ای را مطرح کردند که از طریق آن می توانستند با در نظر گرفتن احتمالات به پرسش بالا پاسخ دهند. در زمان ارائه این معادله، تصور بر این بود که تعداد تمدن های فرضی که قادر به برقراری ارتباط رادیویی در کهکشان باشند، با طول عمر میانگین تمدن های کهکشان به سال تقریبا برابر باشد. یعنی برای مثال اگر مدت بقای تمدن های یک کهکشان به طور متوسط ۵۰۰ سال باشد، احتمالا ۵۰۰ مورد از آنها در کهکشان وجود دارد. واقعیت این است که بسیاری از متغیرهای معادله در یک وابسته به حدس و گمان است، با این حال وقتی داده هایی را وارد معادله می کنیم به جواب های جالب توجهی می رسیم.

طبق محاسباتی که دانشمندان با توجه به معادله دریک انجام داده اند، به نظر می رسد اگر خوشبین باشیم و احتمال پیدایش هوش را با بیشترین مقدار ممکن فرض کنیم، اکنون باید ۲۵۰ تمدن فرازمینی در کهکشان راه شیری ما وجود داشته باشد که قادر به برقراری ارتباط رادیویی با ما باشند، اما اگر متغیرها را به صورت بدبینانه انتخاب کنیم و در معادله دریک قرار دهیم، آن وقت جواب معادله تا مقدار۰٫۰۰۲ کاهش می یابد که ما را به فرض تنها بودنمان در عالم نزدیک تر می کند.

اگر روزی نشانه ای از حیات فرازمینی پیدا شود…

بسیاری از دانشمندان با توجه به احتمالات فراوان نسبت به وجود شکل هایی از حیات فرازمینی در جای دیگری از کیهان خوشبین هستند؛ اما شاهدی برای یقین پیدا کردن از این موضوع نیاز دارند که تا امروز پیدا نشده است. با این حال شکی نیست زمانی که بفهمیم در این گوشه از کیهان تنها نیستیم، همه شئون زندگی ما تحت تأثیر چنین کشف بی مانندی در طول تاریخ تمدن بشر قرار خواهد گرفت و درگیری های فلسفی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نوینی را برای نوع بشر رقم خواهند زد. شاید از آن به بعد به این فکر کنیم که روی زمین با هم متحدتر باشیم، همدیگر را بیشتر دوست بداریم و خاطره مرزبندی هایمان را بر اساس رنگ ها و نژادها و ملیت هایمان در برابر موجودات هوشمند فرازمینی که معلوم نیست تا چه حد ممکن است دوستمان باشند یا دشمنمان، به صفحات تاریخ تمدن بشری بسپاریم.

کاظم کوکرم / مدرس نجوم رصدی

VN:F [1.9.22_1171]

چرا سِتی هیچ سیگنالی از تمدن های بیگانه نیافته است؟

چرا سِتی هیچ سیگنالی از تمدن های بیگانه نیافته است؟.

 

چرا سِتی هیچ سیگنالی از تمدن های بیگانه نیافته است؟

بیگ بنگ: به گفته آلن گوث مبتکر نظریه تورم کیهان، جهان محصول یک تورم ابدی است، به گفته وی در گذشته یک تورم کیهانی ابدی تعداد حباب های نامحدودی از جهان های جدید تر را نیز ایجاد کرده است. گوث این را جدید ترین تضاد می نامد، زیرا جهان های قدیمی تر بطور گسترده در حال تکامل و شکل گیری هستند.

6a00d8341bf7f753ef01a3fd25f31c970b
گوث می گوید که توزیع احتمالات نشان می دهد که هیچ تمدن پیشرفته تری از ما در جهان قابل مشاهده نیست. ما به این نتیجه رسیدیم که هیچ تمدنی در جهان قابل مشاهده به اندازه نصف ما هم پیشرفته نیست! شاید این پارادوکس را توضیح دهد که چرا ستی (SETI) – جستجوی هوش فرا زمینی – هیچ سیگنالی از تمدن های فرا زمینی دریافت نکرده است. روبرت جافه استاد فیزیک دانشگاه MIT  گفت: به نظر گوث طبیعت بسیار تلاش می کند. جهان یک آزمایشگاه بزرگ است که بارها و بارها قوانین فیزیکی آن تغییر می کند و قوانین فیزیکی متفاوت تکرار می شود. تعدادی این جهان ها در لحظه ای که به وجود می آیند به داخل جهان های دیگر سقوط خواهند کرد، نیروی بین ذرات ضعیف خواهد بود و آنها نخواهند توانست تا اتم ها و یا مولکول ها را رشد دهند. در هر حال اگر شرایط مناسب باشد ماده در درون جهان ها و سیارات به هم خواهند پیوست، اگر شرایط در درون آنها نیزمناسب باشد و عناصر واقعی حیات در آنها وجود تشکیل شود، حیات هوشمند می تواند در آنها فرگشت یا تکامل یابد.


برخی از فیزیکدانان استدلال کرده اند که تنها در جهان ماست که قوانین فیزیکی از زندگی حمایت می کند و اگر کمی قوانین متفاوت تر از جهان ما باشند در آن صورت زندگی هوشمند غیر قابل ممکن خواهد بود. جافه و همکارانش در MIT احساس می کنند که این توضیخ باید بطور دقیق بررسی شود که آیا جهانی با قوانین فیزیکی متفاوت می تواند از حیات پشتیبانی کند. فیزیکدانان MIT نشان دادند که اگر کائنات مقداری متفاوت تر باشد هنوز عناصری مانند کربن، هیدروژن و اکسیژن را دارد و حیاتی شبیه ما می تواند شکل گیرد، حتی اگر جرم ذرات بنیادی مانند کوارک ها تغیر پیدا کند.

روبرت جافه و همکارانش احساس کردند که این توضیح از پیدایش انسان به بررسی دقیق تری نیاز دارد و آنها تصمیم گرفتند کاوش کنند که آیا جهانی با قونین فیزیک متفاوت می تواند از حیات پشتیبانی کند یا خیر؟ بر خلاف بسیاری از مطالعات تنها یک تغییر کوچک ،جهانی غیر قابل سکونت را ایجاد می کند، آنها بیش از یک ثابت را مورد بررسی قرار دادند. آیا حیات در جای دیگری غیر از زمین وجود دارد؟این یک راز دیرینه است که بسیاری از دانشمندان به دنبال آن هستند. آیا حیات می تواند در جهانی که تفاوت های قابل توجهی نسبت به جهان ما دارد تشکیل شود؟ این تحقیق در قالب یک مطلب از “جافه” فوق دکتری دانشگاه MIT نشان داده شد که اگر مقداری تفاوت وجود داشته باشند هنوز عناصر شبیه به کربن و هیدروژن می توانند تا حدی حیاتی شبیه به ما را شکل دهند، یکی از این دانشمندان گفت شما می توانید تعدادی از عناصر قابل توجه را بدون حذف احتمال شیمی آلی از جهان حذف نمایید. در این صورت اشکال زندگی در جهان های مختلف از ما متفاوت خواهند بود.

جافه و همکارانش تصمیم گرفتند تا بر شیمی کربن بعنوان هم خو با حیات در جهان هایی که قابل شکل گیری هستند و در آنها کربن ،هیدروژن و اکسیژن بصورت پایدار وجود خواهد داشت تکیه کنند. جافه گفت: اگر شما ترکیب پایدار هیدروژن را نداشته باشید، نمی توانید به هیدروکربن یا کربوهیدرات های پیچیده دست بیابید. آنها برای دیدن آنچه که در مجموعه ای از ذرات بنیادی بنام کوارک اتفاق می افتد در شش نوکوارک ، که در قطعات ساختمان پروتون و نوترون و الکترون شروع به کار کردند. تیم MIT برای کوارک بالا و پایین که متداول ترین و عجیب ترین نوع کوارک اند، تمرکز کردند.

4452451141


در جهان ما کوارک پایین دو برابر سنگین تر از کوارک بالا است، در نتیجه نوترون یک دهم درصد سنگین تر از پروتون است. جافه و همکارانش خانواده ای از کیهان ها را مدل سازی کردند که کوارک پایین سبک تر از کوارک بالا بود و پروتون ها یک درصد سنگین تر از نوترون ها بودند. در این سناریو هیدروژن برای مدت زیادی ثابت نمی ماند ولی ایزوتوپ های سنگین تر مانند دوتریوم یا ترتریوم می توانستند درآن وجود داشته باشند و ایزتوپ کربن ۱۴ نیز بعنوان شکلی از اکسیژن پایدار بود،  بنابراین واکنش های آلی لازم برای حیات امکان پذیر بود.

یک گروه از دانشمندان آزمایشگاه ملی لارنس برکلی مطالعاتی را روی جهان های هم خو انجام دادند که فاقد یکی از چهار نیروی بنیادین جهان ما هستند. در این آزمایش نیروی هسته ای ضعیف قادر است واکنش های سوختن نوترون به درون پروتون ها را فراهم کند و بر عکس محققان نشان دادند که افزایش سرعت سه نیروی بنیادین دیگر می تواند، نیروی از دست رفته هسته ای ضعیف را جبران کند و اجازه تشکیل عناصر پایدار را بدهد.

مارک وایز پروفسور فیزیک دانشگاه صنعتی کالیفورنیا می گوید: این مطالعه دانشگاه MIT که بروی بیش از یک ثابت انجام شده بسیار متفاوت است و معمولا افراد به نتایج تغییر یک ثابت نگاه می کنند، در نتیجه تغییر یک ثابت باعث ایجاد یک جهان غیر قابل سکونت می شود که،  نتیجه هر جهان هم خو غیر ممکن است، نادرست باشد. یک پارامتر فیزیکی که به نظر می رسد بسیار ظریف تنظیم شده باشد ثابت کیهانی است. یک اندازه گیری از فشار اعمال شده به فضای خالی اگر مثبت باشد سبب می شود کائنات و فضا گسترش یابد و زمانی که این پارامتر منفی است کائنات در خودش سقوط می کند. ثابت کیهانی مثبت است اما خیلی کوچک و ظریف تنظیم شده است. هر مقدار بیشتر سبب خواهد شد تا جهان بسیار سریعتر برای شکل گیری کهکشان ها گسترش یابد. در هر حال وایز و همکارانشان نشان دادند هرگونه تغییر در تئوری ممکن است در آشفتگی جرم تراکم کیهانی اولیه و تغییرات کوچک ثابت کیهانی را جبران نماید. در پایان راهی برای اینکه مطمئن شویم چه جهان های دیگری در خارج از جهان ما وجود دارد و آیا زندگی در آنها در جریان است ،بسیار سخت میباشد. اما فیزیکدانان بررسی ها و احتمالاتشان متوقف نخواهند شد و این فرآیند باعث یادگیری بیشتر ما درباره ی جهان خواهد شد.

منبع : dailygalaxy

«گربۀ شرودینگر» با یک آزمایش عجیب مشاهده شد!

«گربۀ شرودینگر» با یک آزمایش عجیب مشاهده شد!.

 

«گربۀ شرودینگر» با یک آزمایش عجیب مشاهده شد!

بیگ بنگ: محققان اتریشی با ارسال پرتوهای لیزر سبز، قرمز و زرد رنگ در مسیر یک آشکارساز، آزمایش ذهنی «گربه شرودینگر» را به تصویر کشیدند.

Schrodingers-cat-red-140827

به گزارش ایسنا، گربه شرودینگر (Schrödinger’s Cat) یک آزمایش فکری در فیزیک کوانتومی است که سال ۱۹۳۵ توسط «اروین شرودینگر» فیزیکدان اتریشی ابداع شد؛ در این آزمایش فرض بر این است که گربه‌ای درون جعبه‌ای دربسته حاوی یک شیشه گاز سیانور، چکش، حسگر پرتوزا و یک منبع پرتوزا زندانی است. شانس ۵۰-۵۰ برای زنده ماندن یا مردن گربه در صورت شکستن شیشه حاوی سیانور وجود دارد، اما نظریه مکانیک کوانتومی عنوان می‌کند، تا زمانیکه در جعبه باز نشده است، گربه هم مرده و هم زنده است که به این حالت «برهم‌نهی» (superposition) گفته می‌شود. این بدان معناست که گربه تا زمانیکه در جعبه باز نشود، در هر دو حالت مرده و زنده است و پس از باز کردن به حالت قطعی (مرده یا زنده) درمی‌آید.

اکنون محققان آکادمی علوم اتریش، روشی را برای مشاهده گربه شرودینگر بدون نگاه کردن واقعی به آن ابداع کرده‌اند. محققان در این آزمایش بررسی کردند که آیا با استفاده از ذرات نور موسوم به فوتون‌ها که هرگز به شیئ برخورد نکرده‌اند، امکان مشاهده شیئ با استفاده از اثری به نام درهم تنیدگی کوانتومی (Quantum entanglement) وجود دارد؟ نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که امکان مشاهده گربه در جعبه از این طریق وجود دارد؛ این مطالعه همچنین به فیزیکدانان برای حل مشکل اندازه‌گیری بعنوان یک مسئله مهم در مکانیک کوانتومی کمک می‌کند.

درهم تنیدگی کوانتومی زمانی روی می‌دهد که خواص مکانیکی دو ذره – اتم ها، فوتون‌ها یا هر چیز دیگری – جفت شوند؛ بطورمثال اگر دو فوتون درهم تنیده باشند، فوتون A منعکس کننده حالت دیگر فوتون جفت شده یعنی فوتون B‌ است. اما تعیین حالت دقیق فوتون B از طریق نگاه کردن به فوتون A وجود ندارد و فوتون B‌ می‌تواند تا زمان نگاه کردن به آن در حالت‌های مختلف باشد؛ محققان با اندازه‌گیری از چند جفت‌ فوتون‌های در هم تنیده و سپس بررسی ارتباط آنها، قادر به تعیین حالت جفت دیگر هستند.

در مطالعه جدید، محققان یک پرتو لیزر را از طریق قطبنده‌های نوری مختلف به یک آشکارساز تاباندند؛ این پرتو لیزری به رنگ سبز در قطبنده اول، به دو پرتو سبز رنگ تقسیم شد و یک پرتو به سمت بلوری رفت که نور سبز را به ترکیبی از فوتون‌های قرمز و زرد تغییر داد. سپس پرتو نور زرد و قرمز به اجزای خود تقسیم شدند که فوتون‌های قرمز بر روی برش مقوایی از چهره یک گربه فرود آمده و نور زرد تا آخرین قطبنده نوری به حرکت خود ادامه داد. این قطبنده نیمی از فوتون‌های زرد را به یک آشکارساز و نیمی دیگر را به آشکارساز دیگر می‌فرستد؛ نیمه دوم پرتو لیزری سبز پس از عبور از برش شکل گربه به سمت پرتو قرمز رنگ هدایت می‌شود؛ ترکیب فوتون‌های قرمز و سبز به بلور دوم برخورد کرده و به رنگ قرمز و زرد تغییر پیدا می‌کنند.

با حرکت این پرتوهای قرمز و زرد به سمت قطبنده، فوتون‌های قرمز گرفته شده و پرتوهای زرد رنگ به سمت پرتوهای زرد در قطبنده نهایی حرکت می‌کنند که فوتون‌ها را بین دو آشکارساز تقسیم می‌کند. در آشکارسازها محققان قادر به مشاهده گربه می‌شوند؛ اما نکته قابل توجه این مسئله است که فوتون‌های سازنده تصویر هیچگاه با شکل برش خورده مقوایی گربه برخورد نکردند. نتایج این مطالعه در مجله Nature منتشر شده است.

مطالعه بیشتر در: livescience

VN:F [1.9.22_1171]

Tracing the growth of Milky Way-like galaxies | ESA/Hubble

Tracing the growth of Milky Way-like galaxies | ESA/Hubble.

 

Tracing the growth of Milky Way-like galaxies

This composite image shows examples of galaxies similar to our Milky Way at various stages of construction over a time span of 11 billion years.

The galaxies are arranged according to time. Those on the left reside nearby, while those at the far right existed when the cosmos was about 2 billion years old. The bluish glow from young stars dominates the colour of the galaxies on the right. The galaxies on the left are redder from the glow of older stellar populations.

Astronomers found the distant galaxies in two NASA/ESA Hubble Space Telescope surveys: 3D-HST, and the Cosmic Assembly Near-infrared Deep Extragalactic Legacy Survey, or CANDELS. The observations were made in visible and near-infrared light by Hubble’s Wide Field Camera 3 and Advanced Camera for Surveys. The nearby galaxies were taken from the Sloan Digital Sky Survey.

This image traces Milky Way-like galaxies over most of cosmic history, revealing how they evolve over time. Hubble’s sharp vision resolved the galaxies’ shapes, showing that their bulges and discs grew simultaneously.

Link:

 

Credit:

NASA, ESA, P. van Dokkum (Yale University), S. Patel (Leiden University), and the 3D-HST Team

Construction of the Great Observatories M101 image | ESA/Hubble

Construction of the Great Observatories M101 image | ESA/Hubble.

 

Construction of the Great Observatories M101 image

These steps combine data from NASA’s three Great Observatories into a single colour composite image. At the left are separate images from three different regions of infrared light from the Spitzer Space Telescope, three images from different regions of visible light from the Hubble Space Telescope, and three different regions of x-ray light from the Chandra X-ray Observatory. The three images from each observatory are combined into a single black and white image representing the light from that part of the spectrum. Each of these images is assigned a colour: red for infrared light, yellow for visible light, and blue for x-ray light. These three separate colour images can blend together to see the light from a very broad range of light energy in one image.

 

Credit:

NASA, ESA, CXC, SSC, and STScINASA, ESA and Z. Levay (STScI)